السيد محمد حسين الطهراني
76
الله شناسى (فارسى)
پذيرفته و لباس هستى پوشيده است ؛ « آگاه باش كه هر چيزى غير از ذات اقدس الله باطل است . » در اينجا خود حكيم گويد : ماهيّت او يعنى آن چيزى كه هويّتش به آن است ، عبارت است از انّيّت او . و اين اشاره است به آنكه عينيّت او وجود خالص اوست كه موجوديّتش بدان تحقّق دارد ؛ نه وجود مطلق كه مشترك است در حقّ و غير حقّ . زيرا در نزد جميع حكما آن وجود ، زائد است . پس وى عبارت است از مجرّد نور و صِرف وجود و بَحت هستى كه عين وحدت حقّه و هويّت شخصيّه مىباشد . » اشكال شُرور ، مهمترين اشكالى است كه بر مسألهء توحيد حقّ تعالى وارد است ، و گاهى آن را از جنبهء صفت عدل و گاهى از جنبهء حكمتِ وى مورد بحث و اشكال قرار مىدهند . و آنچه را كه تاريخ نشان مىدهد قديمترين مللى كه براى حلّ آن قائل به دو مبدأ در عالم خلقت و تكوين و در عالم صفت و نعت ذات قديم ازلى شدهاند ، ايرانيان هستند كه ثَنَويّت در آفرينش را در اين مسئله راهگشاى اشكالات و ايرادهاى واردهء بر آن نمودهاند « 1 » ايرانيان قديم بنابراين زرتشت قائل به دو مبدأ نيكى و بدى بوده اند . شيخ احسائى معتقد به ثنويّت يزدان و أهريمن ، در لباس وجود و ماهيّت است و اين همان بعينه مطلبى
--> ( 1 ) در « تاريخ ملل » طبع سنگى ، در بخش دوّم كه تاريخ ايران زمين است از ص 51 تا ص 54 راجع به دين ايرانيان قديم بحث نموده است . مشروح ذيل را ما از آنجا نقل مىكنيم : « دين : ايرانيان قديم چنان كه در ضمن تاريخ اقوام آريائى بيان كرديم ، در آغاز امر از مظاهر و قواى طبيعت به دو دسته از وجودهاى نيكوكار و بدكار معتقد بودند ، و اين دو دسته را دائماً با يكديگر در جنگ مىپنداشتند . نور و آتش و باد و باران و آسمان را كه منسوب به دستهء اوّل بودند ستايش مىكردند ، و براى اينكه از تاريكى و زمستان و قحطى و امراض و بلاهاى ديگر كه به گمان ايشان منسوب به دستهء دوّم بود در امان باشند به خواندن دعا و ورد مىپرداختند . و چنان كه سابقاً هم گفته شد همين عقائد كمكم مايهء ايجاد خرافات و رواج